Read Brama di vivere by Irving Stone Sergio Varini Online

brama-di-vivere

Irving Storie ripercorre in "Brama di vivere" il tormentato cammino della vicenda umana e pittorica di Vincent Van Gogh, rivisitando tutti i luoghi in cui l'artista visse e dipinse, ricreando le sue esaltazioni e le sue crisi, le sue disperazioni e le sue speranze. Dopo gli anni della vocazione religiosa e dell'apostolato fra i minatori del Borinage, Van Gogh visse le primIrving Storie ripercorre in "Brama di vivere" il tormentato cammino della vicenda umana e pittorica di Vincent Van Gogh, rivisitando tutti i luoghi in cui l'artista visse e dipinse, ricreando le sue esaltazioni e le sue crisi, le sue disperazioni e le sue speranze. Dopo gli anni della vocazione religiosa e dell'apostolato fra i minatori del Borinage, Van Gogh visse le prime esperienze di pittore a trent'anni: la sua prima opera fu esposta nel 1883. Venne poi il periodo di Nuenen nel Brabante, il periodo parigino con i contatti con gli impressionisti francesi, quello di Arles e quello di Saint-Remy. Solo nove anni di breve ma folgorante ispirazione pittorica, fino al suicidio in un campo di grano ad Auvers-sur-Oise il 27 luglio 1890. Un'esistenza in cui la vita si identifica con la pittura in un drammatico crescendo di tensione interiore e abbagliante creazione artistica....

Title : Brama di vivere
Author :
Rating :
ISBN : 9788863802344
Format Type : Brossura
Number of Pages : 577 Pages
Status : Available For Download
Last checked : 21 Minutes ago!

Brama di vivere Reviews

  • Duane
    2018-12-09 14:07

    I have always been fascinated with Vincent Van Gogh's art and of the man himself. Starry Night is my favorite painting. Irving Stone allows us a peek at Van Gogh the person and how the events of his life shaped the genius of his painting. Stone uses his pen as a brush to paint his portrait of Van Gogh and helped me to better understand the man behind the paintings.

  • FeReSHte
    2018-11-24 12:58

    چه علاقمند به خوندن بیوگرافی باشید و چه نباشیدچه هنر یکی از دلمشغولی هاتون باشه و چه نباشهو چه ونسان ونگوگ از نقاشان محبوبتون باشه و چه اصلا چیزی جز نامش نمی دونیداین کتاب رو بخونیدمن خودم رو جز دسته ای قرار میدم که جز داستان گوش بریده ی ونسان ونگوگ و آشنایی با بعضی تابلوهای معروفش هیچ اطلاعات دیگه ای ندارند ولی باور کنید زندگی نقاش بینوا خیلی بیشتر از این ها بودهنویسنده، فصل بندی جالبی رو برای کتابش انتخاب کرده. هر فصل با محل اقامت ونسان در هر دوره (مثل لندن، پاریس، لاهه، بوریناژ و ...) نامگذاری شده و به خوبی و دقیق به اتفاقات مهم و آدم های موثر هرکدوم از این ادوار و اماکن در سیر فکری ،دلمشغولی ها، باورها و علایق ونسان می پردازهکل کتاب بسیار غم انگیزه . می تونم بگم حتی یک نقطه شادی بخش هم در سراسر زندگی نقاش معروف پیدا نخواهید کرد.شمای کلی که از ونسان در این کتاب به نمایش گذاشته میشه مردیست که تا بیست و دو سالگی هنوز مسیر خودش رو در زندگی نیافته و این سر در گمی و عدم موفقیت ، نارضایتی و مخالفت اعضای خانواده رو براش به همراه داشته. ونسان همیشه تنهاست چه از طرف خانواده و چه از طرف زنان...زندگی عشقی ونسان هم سراسر غمناک و ناموفق بوده عاملی که به افسردگی درونی ونگوگ دامن زداز نکات عجیب زندگی ونگوگ اینه که شاید برخلاف تصور خیلی ها، ونسان خیلی دیر علاقه درونیش به نقاشی رو کشف کرد و با این وجود سال ها درگیر یادگیری اصول اولیه و سعی و خطا بود. فقر بیش از اندازه ای که ونسان در تمام طول عمرش همیشه درگیرش بود هم روند آموزش و یادگیری و وجود امکانات اولیه نقاشی رو براش کندتر کرد .فقری که گاها ونسان رو مجبور می کرد حتی روزها بدون غذا به سر ببره و در این بین بی رحمی و بی تفاوتی اطرافیان ونسان بود که انسانیت رو از بیخ و بن برام به شکل علامت سوال دراورد. در این بین، به همون اندازه که زندگی فلاکت بار نقاش هلندی تعجب برانگیز و باورنکردنیه، وحود تئو برادر ونسان به عنوان تنها نقطه روشن زندگی ونسان در پاسخ به سوالم راجع به انسانیت" دلگرم کننده ست"به هر حال برخلاف تصور و باور ما، ونگوگ نقاشی بود که فقط یک دهه به نقاشی پرداخت وحدود نهصد تابلو از خودش بر جا گذاشت و تا آخر عمر تنها موفق به فروش یکی از آنها شد و تا روز مرگش بدون درآمد، زیر فشار نداری و تحت سرپرستی مالی برادر کوچکترش روزگار سپری کردکتاب کمی اسیر اطناب شده. باید حق داد که برای نقاشی که چهل سال هم عمر نکرده و کلا ده سال حرفه ای تو کارنامه هنریش داره، هفتصد صفحه ترجمه فارسی کمی طولانیه که می تونه در نهایت خسته کننده هم باشه ولی خوندن این کتاب و آشنایی با ونسان بهتر از نخوندن و نشناختنشهدوست داشتنی ترین قسمت های کتاب برای من فصل "بوریناژ" و " پاریس" بودند.در بوریناژ ،ونسان-که هنوز استعداد نقاشیش رو کشف نکرده- به عنوان مبلغ مذهبی در منطقه مسکونی معدنچیان فعالیت می کنه. تماشای بدبختی افراد و ناتوانی ونسان در حل مشکلاتشون، اون رو از مذهب رویگردان میکنه و اینجاست که میشه تجلی "انسانیت" رو در قالب تلاش ها و فداکاری های ونسان به تماشا نشست. عملی که نهایتا منجر به اخراج ونسان از سیستم مذهبی میشهو پاریس جاییه که ونسان برای اولین بار با سبک امپرسیونیسم آشنا میشه آشنایی با خیلی از نقاشان صاحب سبک از اونجا شکل می گیره. بخش دوست داشتنی پاریس برای من ملاقات امیل زولا و ونگوگ بود. زولا که خشنود از شهرت و محبوبیت شاهکارش "ژرمینال" به ثروتی بی بدیل هم رسیده و وقوع انقلاب معدنچیان رو در اثر کتابش نزدیک می بینه، خیلی اتفاقی به نقطه اشتراکی با ونسان می رسه: معدن چی های بوریناژ! که منبع اصلی اطلاعاتی زولا برای خلق شاهکارش بودند و در صحبت هاشون همیشه به مسیحی اشاره می کردند که ایثارگرانه لحظه ای از کمک به اونها دست برنداشت و اون مسیح چه کسی می تونست باشه جز ونسان ؟

  • ZaRi
    2018-11-21 19:49

    وان‌گوگ در طول زندگیش فقط یک تابلو را فروخت و شهرت او بیشتر بر اساس آثار سه سال آخر از دوره کوتاه کاری ده ساله اوست.رنگ‌های برجسته و کار با قلم‌موی زبر و درشت و نقش‌های برجسته آن نشان از دلتنگی و اضطراب ناشی از بیماری روانی او می‌دهد که همین بیماری او را به سمت خودکشی کشاند و در ۲۷ جولای ۱۸۹۰ در سن ۳۷ سالگی به مزرعه گندم می‌رود و به سینه‌اش شلیک می‌کند و دو روز بعد از آن در مهمان‌سرای رَوو از دنیا می‌رود.تئو که همیشه با ونسان رابطه بسیار صمیمی‌ داشت و نامه‌های بسیاری به یکدیگر می‌نوشتند. تئو در واقع تنها فردی بود که در زمان حیات ونسان او و نقاشی‌هایش را عمیقا درک می‌کرد. او همچنین تنها کسی بود که هنگام مرگ ونسان در کنارش بود و هر کاری که از دستش برمی‌آمد برای نجات زندگی او انجام داد. ونسان آخرین احساسش را به برادر خود، که قبل از مرگش بر بالین وی آمده بود، اینگونه بیان کرد:"غم برای همیشه باقی خواهد ماند."جسدش را با گلهای زرد آفتابگردان ( رنگ مورد علاقه‌اش ) به خاک می‌سپارند و شش ماه بعد از آن نیز برادرش تئو فوت می‌کند. زمانی که زندگی ونسان ون‌گوگ به پایان رسید، جهان را با ۱۶۰۰ اثر هنری بی نظیر ترک کرد و به نظر بساری به طور کلی ونسان ون‌گوگ بعد از رامبرانت بزرگترین نقاش هلندی است.و این است زندگی و سرانجام مردی که با نقاشی شورش را نشان میداد،رنجش را ،ثروت و فقرش را،طبیعت را،زندگی را ،جنونش را،روحش را،مرگش،خودش را...و زمانی که عطش او برای کشیدن خودش و زندگی تمام شد مرگ را برگزید...به تعبیر محمدعلی اسلامی ندوشن ونسان وانگوگ یکی از پهلوانان و قهرمانان غم هست،حاصل زندگی او در این سخن شاید خلاصه بشود که:غم بهتر از شادی است.و شاید او جز افرادی نادر یا شاید هم تنهاترین کسی بود که غمهایش را نه با تیرگی و سیاهی که با سرخها،نارنجیها و زردها نشان میداد،او به من نشان داد که میتوانم رنگها را دوست بدارم چرا که میتوانم با انها حتا غمهایم را هم رنگ کنم،رنگی سرخ...شاید زندگی او بار دیگر به یاد ما می اورد که عمر و افسانه اش تا چه اندازه به معنا و شادی رازآلود است و شهرت و شکوه پس از مرگ خود دلیل دیگری است بر بی اعتباری زندگی.او در یکی از نامه هایش به تئو مینویسد:"رنج کشیدن بدون شکوه کردن،یگانه درسیست که باید در این زندگی اموخت."او رنج کشید و بر روی بومهای نقاشی این رنج را با طرحها و رنگهای تند به ما نشان داد،رنج،رنجی به وسعت زندگی و مرگ...و شاید اینجاست که به یاد آوردن کلام نیچه در کتاب وقتی نیچه گریست در گفتگو با دکتر برویر از هر زمان دیگری بیشتر معنا بدهد و نفوذ کند:"تنها هر کجا که رنج باشد،تصعید و رهایی وجود دارد."

  • Andrei Bădică
    2018-12-06 13:00

    "- De nimic nu poți fi sigur pentru toată viața, Vincent, spuse Mendes. Tot ce poți face este să ai curajul și puterea să încerci ceea ce crezi că e bine. Se poate întâmpla să iasă prost, dar cel puțin ai conștiința că ai încercat să realizezi ceva, și ăsta e lucrul cel mai de seamă. Trebuie să ne călăuzim după cele mai bune impulsuri ale rațiunii și apoi să lăsăm ca Domnul să judece rezultatul final.""- Toată viața am încercat să înțeleg, monsieur, de ce un om trebuie să aibă mai mult decât altul, de ce unul trebuie să muncească din greu, în timp ce vecinul lui stă deoparte și trândăvește. Poate că sunt prea neștiutor că să înțeleg. Crezi, monsieur, că dac-aș fi mai învățat aș fi în stare să pricep bine lucrurile astea?"

  • Ra
    2018-12-07 17:14

    This is a book I can read in less than 24 hours (24 hours for almost 600 pages in Indonesian translation)I have a little problem with rating stars, I can't give this book only a 5 star. It deserves a 10 stars!!It's by far my most favorite book, I won't lend this book to anyone so then I can reread it whenever I want ;), I'll put it on my precious collection.If I'm not wrong this is his word when he had a heated debate with Gauguin;Van Gogh: 'It is not the language of painters but the language of nature which one should listen to, the feeling for the things themselves, for reality is more important than the feeling for pictures.'He's genius and he's still young when he said that. This is what designers need to embrace when they do their work, good design is a design with a soul.. SOUL,- find the essence of your design, not only design pretty stuff.What a tragic life he has, never received happiness and poor during his lifetime but became popular after his death. He should have lived longer then produced more great works, I wish he could see now that he's a great painter in history and sold the most expensive paintings in the worldThe book gives me a suspicion that Gauguin who cut off Vincent's ear. He seemed to be so annoying for Vincent with his vanity as senior painter. I dislike the way Gauguin underestimated Vincent. Vincent was really a kind friend let him stayed with him in yellow house for free. And the saddest thing, his life is still in mystery, last 2009 I've read the news, he never shot himself, so who actually shot him.I feel so sorry for Theo, the best brother ever.I must admit it, this book brought me into tears, impressive job for Stone Irving and glad to know that this is his first book.P.S I really want to own English version of this book.

  • La TonyaJordan
    2018-11-25 14:07

    This book is set in a period of time where titles, status, manners, and integrity of your family's name is very important. Vincent Van Gogh is testing all venues of social norms. With the constant support, love, and devotion of his brother Theo, Vincent Van Gogh became the artist, man, and living legend he is today. A name that will live forever in eternity for his contributions in art. He started painting the peasants, laborers, weavers, and the outcast of society long before it was fashionable. He actually portrayed these people as he truly saw them in all their hardships, love, perseverance, naivete, kindness, and hatreds leaving the elitist mystified at what was presented before them. When he ventured into color and the Impressionists movement in Paris and later in Arles, his work became breathtaking. But, his life more complex. With an unsettled mind that only the soul could possibly understand, Vincent Van Gogh take his own life. My he rest forever in the peace with the God that created him. Quote'Try a Cointreau. You'll have to experiment for a while to find your permanent drink.'Vincent took them in the full spirit of friendship which knows that the difference between giving and taking is purely temporal.

  • Mohammad
    2018-11-24 13:05

    سراسر غم بود ، چیز دیگه ای نمیتونم بگم

  • Lamia Al-Qahtani
    2018-12-13 12:04

    سيرة حياة الفنان الكبير فنسنت فان غوخ على شكل رواية، قام فيها المؤلف بجهد كبير لتتبع سيرة الرسام في هولندا وبلجيكا وفرنسا ودرس رسائله إلى أخيه ثيو ليكتب الأحداث حسب تسلسل تاريخ الرسائل، وقد وصف بعض لوحاته وذكر أماكن رسمها وظروفها، ومن يعرف لوحات الفنان فسيعرف اللوحة مباشرة عند ذكرها، وقد صنف فصول الكتاب حسب أماكن إقامة فان غوخ، بداية من لندن والتي كان يعمل فيها لصالح معارض جوبيل الفنية والتي كان أخوه يعمل لصالحها في باريس وكان أحد أعمامهما من ملّاك هذه المعارض، وقد كتب عن تاريخ عائلته وظروفها في فصل لندن حتى نتعرف إلى تاريخه العائلي أولًا. ويشتهر الرسام فان غوخ -والذي أحبه كثيرا- بفقره وحب أخيه الأصغر ثيو له ودعمه المادي له سنوات طويلة حتى مات، وهي علاقة مميزة ظل فيها الأخ الأصغر يشاطر أخاه الفقير ماله ولم يتوقف عن دعمه حتى في أصعب ظروفه وحتى عندما احتاج المال لزواجه، رغم عصبية أخيه واختلاف طباعيهما إلا أن ثيو يكن لأخيه احترامًا كبيرا ومحبة أكبر، استمرت إلى آخر يوم في حياة الرسام العظيم.رواية جميلة جدا فيها علاقات مجنونة بين الفنانيين ما بين المنافسة والدعم والتشجيع، وحاول فيها المؤلف أن يعكس حياة الانطباعيين في باريس في ذلك الوقت وظروفهم ونظرة الفنانيين وأصحاب المعارض لأعمالهم وكيف كان حياة بعضهم مثل جوجان وسيزان والفرق بين المدرسة الهولندية والفرنسية، وأهمية باريس لأي رسام وقتها، رواية تاريخية إنسانية فنية جميلة.

  • مجید اسطیری
    2018-11-23 15:49

    فیلمش با بازی کرک داگلاس فیلم نسبتا خوبیهالبته فیلم به اندازه شخصیت ون گوگ هنری نیست و بیشتر با معیارهای هالیوود جور در میاد.کوروساوا در فیلم رویاها یک اپیزود را به شخصیت ون گوگ اختصاص داده. اون یه اپیزود به تمام این فیلم میارزه به نظرم.و متعجب خواهید شد اگر بدانید چه کسی نقش ونگوگ را در همان مجال اندک بازی میکند ☺😉

  • Tory
    2018-11-19 15:10

    I bought this book because it interested me on two levels. First, and ridiculously foremost, the authors name. Irving. The last name of my beloved John. And secondly, it’s a novel about Van Gogh. Van Gogh is nothing if not interesting.Yet, I was surprised at just how into this book I was. I loved it. I loved Van Gogh’s story as an artist. I loved all that other artists in the story. Can you imagine sitting at a cafe in Paris with the likes of Van Gogh, Toulouse-Laurtec, Cezanne, Gauguin, Zola and Rousseau? To listen the the arguments and philosophies of the men that were changing the way that people saw art. Because, holy shit would that be awesome. I loved Theo, and how much he and Vincent loved each other. It’s impossible for this book to be all the way true, because how was this author to know the conversations that went on. Also, there seems to be dispute about the infamous ear incident. Some say the whole thing, some say just the lobe. The book says he cut most of it off but left the lobe. But I appreciate it all the same. Not just a biography, and not just a novel. Very good. I have been reading biographies of Impressionist, Post-Impressionist and Expressionist artists all day. I’m fascinated and intrigued, much more than I thought I would be. I want to see the movie about Vincent and Theo, aptly named, Vincent & Theo, with Tim Roth. Also, have been reading the letters of Van Gogh where Vincent highly encourages Theo to smoke a pipe, as it chases away the blues. Ha!

  • ઈiavasĦ
    2018-12-04 14:11

    مثل بسیاری از هنرمندان و نوابغ ونگوگ راهم در زمان زنده بودنش قبول نداشتند و بعد از مرگ معروف شد. تنها حامی مالی و روحی ونگوگ برادرش تئو بود که تمام هزینه ی زندگی برادر بزرگتر را به عهده گرفت تا او بدون دغدغه ی مالی خود را وقف نقاشی کند. نقاشی کردنی که انگار تنها راه کمرنگ کردن تنهایی بزرگش در زندگی بود.قسمتی از کتاب روزی گوگن تصویری از ونسان کشید, در حالی که ونسان خود طبیعت بیجانی را نقاشی می کرد.ونسان مدت درازی تصویر را بدقت نگریست. برای نخستین بار خوب دریافت که گوگن دربارۀ او چه می اندیشد. گفت" خود من است ولی منی که دیوانه شده"ص440از خواندن کتاب لذت بردم ولی متاسفانه غلط تایپی زیاد داشت! جایی خواندم که ونسان در تابلوی شب پر ستاره در آسمان یازده ستاره کشیده که به باور بعضی از منتقدان یازده ستاره اشاره به داستان حضرت یوسف و خوابش دارد. ونگوگ هم در تابلوی شب پرستاره خواسته حسی مثل یوسف در چاه را القا کند و بگوید حالا که همه طردم کردند اما در آینده به من احترام خواهند گذاشت.

  • El
    2018-11-19 15:00

    Kirk Douglas as Vincent van Gogh? Whoda thunk it. It's like choosing Charlton Heston to play Michelangelo. Oh, wait. That was done too.I didn't expect to like this that much as I went into it. I read The Agony and the Ecstasy: A Biographical Novel of Michelangelo and seem to remember thinking it was pretty okay, though strangely I can't recall where or when I read it. But I have this issue with books like this, historical fiction if you will. It's hard for me to suspend my disbelief in books featuring a real person. I want to take the author and shake him/her a few times and ask repeatedly, "Really? Was it really like that? Did so-and-so really say that??" And then heaven forbid the author drop some language that would be inappropriate for the context... forget it. I then hate the entire book. So I went into reading this one thinking I might have that trouble.But I didn't. I actually really enjoyed it. At least once I reached the halfway mark. Once Vincent went off to Paris the story really picked up for me and I realized I seemed to care for these characters. In Paris Stone dropped a lot of artist's names, and there was discussion of pointillism and Impressionism and I'll admit my dorky art-loving heart expanded just a wee bit at all of that. Toulouse-Lautrec? Hot!At the very end of the book there's this teeny little note from Stone in which he discusses the believability of his story. Apparently he got most of his information from the letters between Vincent and his brother, Theo. Incidentally I think I fell in love with Theo in this story. That's a good man, that Theo. There should more folk like him in the world.So whatever I thought about The Agony and the Ecstasy I would say that I probably enjoyed Lust for Life even more. I'm not sure why I feel dirty admitting that, but I sorta do.And there was this whole bit about van Gogh's painting of Bedroom in Arles which sort of made me gooey with love.Since I'm being all intimate here, I will also admit to listening to one of my favorite songs more than once while reading this book today.

  • Hengameh
    2018-12-11 12:16

    جدا نمیدوم از کجا بید شروع کنم به نوشتن راجع به کتابخیلی سخت تن دادم به خوندنش تا وسطای کتاب تقریبا. شخصیت ونگوگ به هیچ عنوان نه برام قابل درک بود ، نه قابل تحملکاملا میتونم خودم رو یکی از افرادی در زندگی ونگوگ ببینم که ازش نا امید شدن و فکر میکنن این آدم به درد هیچ کاری نمیخورهولی از طرفی من بی نهایت عاشق نقاشی شب پر ستاره این نقاش بودم (هستم و خواهم بود) پس باید یه دلیلی برای دوست داشتن خودش هم پیدا میکردم که حس نکنم خوندن داستان زندگیش کار بیهوده ای بوددر نهایت چیزی که بهش رسیدم اینه که خب ونگوگ واقعا دیوانه بوده و فقط همین میزان دیوانگی میتونسته به همچین نقاشی هایی منجر شه . داستان نقاش های هم دوره ی ونگوگ رو تا حدی در کتاب میخونیم و اگر همزمان بریم نقاشی های هرکدوم رو سرچ کنیم کاملا زاویه دید هر کدومشون در داستان بیشتر براتون قابل درک میشه.جدا خوب سبک هر فرد رو توصیف کرده. مثلا یادمه من همیشه یه شباهتی در نقاشی های کلاد مونه با ونگوگ میدیدم که چون سواد هنری ندارم نمیفهمیدم چیه ولی الان میتونم حدس بزنم مربوط به نوع ضربه زدن قلم روی بوم و کم شدن خطوط واضح جدا کننده فضاهاست.هرچند باز هم بهتره نظر هنریم رو برای خودم نگه دارم :دیاز افراد سرشناس هم دوره ونگوگ میشه به امیل زولا اشاره کرد که دلم میخواد این قسمت از دیالوگش توی کتاب رو نقل قول کنم و وقتی بعدا برگشتم به ریویو هام نگاه کردم چشمم بهش بیفته:"هنری اونها کتاب های منو غیر اخلاقی میخونن درست به همون دلیل که نقاشی های شما رو، مردم اینو نمیفهمن که در هنر جایی برای قضاوت های اخلاقی وجود نداره. هنر نه اخلاقیه و نه غیراخلاقی، درست مثل زندگی. از نظر شخص من هیچ کتاب یا نقاشی وقیح و فاسدی وجود نداره.اونها فقط یا خوب نوشته نشدن یا خوب کشیده نشدن. نقاشی ای که تولوز-لوترک از اون زن هرزه میکشه کاملا اخلاقیه برای این که درون اون زن رو آشکار میکنه.نقاشی ای که بوگوارو از یه دختر روستایی پاک و عفیف میکشه،غیر اخلاقیه برای اینکه چنان احساسات رمانتیکی در اون نقاشی به کار گرفته و چنان شیرین اونو به تصویر کشیده که دلت رو بهم میزنه و به محض اینکه بهش نگاه میکنی میخوای بالا بیاری"فردی که در تمام داستان دل خواننده رو به دست میاره و نماد امید و ایمانه بنظرم برادر ونگوگ هستش.تئودور از دوست داشتنی ترین کاراکتر هاییه که تو کتابایی که تا حالا خوندم (یا حتی فیلمایی که دیدم) باهاش برخورد کردم.طوری که باورش برام سخته وقتی فکر میکنم این یک آدم واقعیهبیشتر شبیه یه فرشته ی نجات یا یه فرد آسمانی یا هر چیز فوق بشریه بنظرماگر فداکاری های تئودور ونگوگ نبود هیچ کدوم از معجزه های نقاشی ونگوگ رو امروز نمی دیدیماگر به خوندن بیوگرافی علاقه دارین این کتاب توصیه میشه. اگر به هرکدوم از نقاشی های ونگوگ و شان نزولشون علاقه دارین این کتاب توصیه میشهولی بیشتر از همه اگر میخواین با فرشته هایی روی زمین که واقعی بودن مثل تئودور ونوگوگ آشنا بشین خوندن این کتاب بشدت توصیه میشه!!!!

  • Foad Ansari
    2018-11-25 16:55

    ون گوگ عاشق پیشه ای دیوانه است که راه خودش را میرود و افکار جامعه و اطرافیانش تاثیری روی او ندارد و رنج غیر قابل تصوری را متحمل میشود ولی از عقاید و نظرات و باورش روی گردان نمیشود.آیا وقتی چیزی از نظر مردم بی ارزش است واقعا آن چیز بی ارزش است!‌؟ آيا نظر مردم میتواند ارزش واقعی چیزی را بالا ببرد یا پایین بیاورد ونگوگ ثابت کرد که دربلند مدت اینگونه نیست و با کشیدن بیش از 2100 اثر تاثیر گذارترین نقاش قرن 19 میشود هر چند شهرت او متاسفانه بعد از مرگش نمایان شد.وقتی کتابی میخوانم پاراگرافهای نابی را برای دوباره نوشتن انتخاب میکنم این کتاب اینقدر عالی است که نمیتوانم همه آن را بنویسم و پاراگراف عالی زیادی دارد هر چند در چند بخش میخواهم بنویسم هم برای خودم بماند و هم برای خوانندگان.این کتاب را همه کسانی که عاشقانه زندگی میکنند که نمیفهمند نا امیدی یعنی چه که با هزار بار شکست هم نا امید نمیشوند که نظراتشون بر خلاف جامعه و خانواده است و آنهایی که قدرت ذاتی نابغه شدن را دارند یا احساس میکنند که باید متمایز باشند باید بخوانند.خلاصه بگم یک دیوانه باید این کتاب را بخواند و آدم های عاقل از آن دوری کنند!‌توی وبلاگم در مورد این کتاب بیشتر نوشتم http://foad-ansari.ir/---------------------------------------------------------------------------منابع:چیزهایی زیاد رو میشه از این کتاب یاد گرفت ون گوگ عادت خوبی که داشت از هر چیزی تا ته و ریشه ی آن استفاده میکرد یعنی منابعش رو تا ریشه میسوزاند . زمانی که در معدن های وحشتناک بلژیک بود هیچ کارگر و خانه و سنگی نمانده بود که نقاشی نکند یا از روی آن تمرین نکند از عصاره ی قوای بدنی خود تا آخرین پول سیاهی که داشت برای موعظه کردن و دعوت آنها به مسیحیت استفاده کرد شاید اگر عیسی مسیح هم جای او بود به همین قدر تلاش میکرد٫ حتی زمانی که در آسایشگاه روانی هم بود او به همین شکل کار میکرد.رنج مسیح:‌ون گوگ از اینکه او را دیوانه خطاب کنند نمی هراسید حتی خودش را با برادرش مقایسه نمی کرد او مسیر شخصی خودش را میرفت و پیامبر وار زندگی می کرد روح و اراده او غیر قابل تصور بود تمام توان جسمی و روحی و روانی خودش را هم در همین راه از بین برد تا توانست این شاهکارها را خلق کند. همیشه مثل سگی تیپا خورده به اینطرف و اونطرف پرت میشد عشق اولش ازدواج کرد عشق دومش به او جواب رد داد با یک روسپی و فاحشه ازدواج کرد و رودروی همه شهر ایستاد تمام شهری که مسخره اش میکردند عشق بعدیش خودکشی کرد و او نتوانست رنگ آرامش را ببیند و فکر کنم فقط رنج میتواند خروجی زیبایی را خلق کند.

  • Ahmad Sharabiani
    2018-11-20 13:54

    Lust for life : a novel of Vincent Van Gogh, Irving Stone نخستین بار با عنوان: «سوز زندگی» در سال 1338، نشر سخن، در 500 صعنوان: شور زندگی : ماجرای زندگی ونسان ون گوگ نقاش هلندی؛ ایروینگ استون؛ مترجم: محمدعلی اسلامی ندوشن؛ تهران، امیرکبیر، چاپ سوم 1344، در 8 و 464 ص، مصور، موضوع: نقاشان هلندی قرن 20 معنوان: شور زندگی؛ ایروینگ استون؛ مترجم: مارینا بنیاتیان؛ تهران، نشانه، 1389، در 725 ص، مصور؛عنوان: ون گوگ : همراه با تصاویر رنگی آثار ون گوگ؛ ایروینگ استون؛ مترجم: غلامحسین اعرابی؛ تهران، سمیر، 1394، در 744 ص؛

  • Stephen
    2018-12-12 14:00

    After finishing Irving Stone’s “The Agony and the Ecstasy,” I turned to his other historical novel about an artist.Aptly titled “Lust for Life,” the book covers the short painting career of Dutch post-impressionist Vincent van Gogh, who became an artist after failed stints as a teacher and minister. He was 27-years-old. Stone’s principal references were the hundreds of letters exchanged between Vincent and his chief patron, his brother Theo. Luckily, these correspondences survive. Initially, the artist’s somber palette: dark earth tones, lots of browns, mimicked the other Dutch painters. But at the encouragement of his brother, Vincent moved to Paris and discovered the brighter hues being used by the Impressionist artists. Van Gogh’s palette and subject matter brightened as well, but it wasn’t until he moved to sunny Arles, to paint the bright fields of the countryside that the struggling painter hit his creative stride. He also embraced the color most associated with his work: yellow.“As the summer advanced, everything became burnt up. He saw about him nothing but old gold, bronze and copper, covered by a greenish azure sky of blanched heat. There was sulphur yellow on everything the sunlight hit. His canvases were masses of bright burning yellow. He knew that yellow had not been used in European painting since the Renaissance, but that did not deter him. The pigment yellow oozed out of the tubes onto his canvas, and there it stayed. His pictures were sun steeped, sun burnt, tanned with the burning sun and swept with air,” Irving Stone writes.Most of van Gogh’s best-known works were produced during his time in the French countryside. He produced masterpiece after masterpiece as Stone writes:“Every morning Vincent arose before dawn, dressed, and tramped several kilometers down the river or into the country to find a spot that stirred him. Every night he returned with his finished canvas, finished because there was nothing more he could do with it. Directly after supper he went to bed.“He became a blind painting machine, dashing off one sizzling canvas after another without even knowing what he did. The orchards of the country were in bloom. He developed a wild passion to paint them all. He no longer thought about his painting. He just painted. All his eight years of intense labour were at last expressing themselves in a great burst of triumphal energy. Sometimes, when he began working at the first crack of dawn, the canvas would be completed by noon. He would tramp back to town, drink a cup of coffee and trudge out again in another direction with a new canvas.“He did not know whether his painting was good or bad. He did not care. He was drunk with colour.”Vincent’s frenzy certainly must have led to creative exhaustion. Although van Gogh only painted for ten years before committing suicide in 1890, he managed to create an enormous body of work, more than 2,000 pieces, including 900 paintings and roughly 1,100 drawings and sketches.An oeuvre that is today worth billions of dollars, while he died more or less penniless with only his brother Theo to mourn his passing.Stone’s novel is a good initial peak into the artist’s remarkable struggles.

  • گیل آوا
    2018-11-17 13:13

    هر کاری کردم نتونستم این چند روز این کتاب بگذارم زمین تا اینکه تموم شد و هنوز توی حال و هوای کتابم...عشق و شوریدگی و جنون ونگوگ واقعا تکون دهنده و تاثیرگزارهفکر کنم این جمله از ارسطو باشه که میگه:« «هيچ روح بزرگي از اندكي ديوانگي معاف نيستشاید واقعا همینطورهو فکر میکنم ونگوگ که از او امروز به عنوان یکی از بزرگترین و مشهورترین و تاثیرگزارترین نقاشها یاد میکنند در زمان خودش آدمی دیوانه خطاب میشد و فقط و فقط یه تابلو از نقاشیهاشو تونست بفروشه و در زمان خودش درک نشد...:(

  • Judy
    2018-12-12 15:15

    Either Irving Stone is a brilliant author writing this book in a simplistic style in order to capture Van Gogh's simple lifestyle and open-minded thinking (for the day) or this book is a travesty, one that could have been written elegantly in a way that would have reflected the beauty of Van Gogh's art. Since I can't make up my mind which it is, I have compromised with a 3-star rating. What I liked:*The author uses 700-plus letters from Van Gogh to his loving brother, Theo, as the foundation for this novel. At the end of the book, Stone tells exactly what minor parts are fiction. I was impressed with how accurate he kept this book. Not many people lead lives that can be novelised with so few additions and alterations. And honestly, the fiction part that Stone added seemed glaringly obvious. It was not needed.*I like that the book was divided into 8 sections comprising of the 8 places where he led his life. Each place taught him something new that improved his artwork.*The author did a good job of writing in such a way that the reader felt like they were inside Van Gogh's head. He did this while writing in 3rd person. *I am glad to know that Van Gogh wasn't just the crazy painter who chopped off his ear as I had thought of him previous to reading this book. It was a good history lesson of the time period, also. I loved seeing how Van Gogh grew as a person as well as an artist. The correlation between good artists and hypersensitive natures was painted in bold strokes.What I didn't like:*It took me until I reached the Paris section (288 pages) to accept the writing style. (See opening comments.) I still don't like it but am willing to admit that it may be a stroke of genius. I haven't read any of Stone's other novels so don't know if he always writes this way or if he adopted this style as one that suited Van Gogh's life.*I feel like I must read a biography of Van Gogh now in order to see if Stone's account needs balancing. Since it was written entirely from Van Gogh's view of the world, I would like to know what other people felt and how they saw Van Gogh. Its difficult for me to believe that Van Gogh was as innocent as he comes across to the reader of this book. But maybe he was. Maybe he was so innocent as to appear different from other folks causing the widespread dislike (with the exception of the Borinage). The Borinage could be explained by that the fact that they were honest, simple folk like Van Gogh and therefore a natural bond was formed. So, all in all, I'm glad I read this book, but won't deny that it was a struggle to plow through.*

  • Camie
    2018-11-23 18:08

    If you like historic fiction and the classics, you will enjoy Irving Stone's books. This one about the tortured life of Vincent Van Gogh is a old favorite.4.5 stars

  • Sharon
    2018-12-07 12:12

    Written with a passion reminiscent of Vincent Van Gogh's paintings, Irving Stone's "Lust for Life" is a fictionalized biography of the famed post-Impressionist painter.Stone starts his story during Van Gogh's teenaged years, living with his strict Calvinist parents (his father was a predikant, a Dutch Calvinist minister), somewhat struggling against the strictures of his life. He himself becomes a Calvinist evangelist and receives a less-than-desirable assignment to a Belgian coal-mining town.It is there that his interest in art begins, as he starts to sketch the peasants around him. Van Gogh sees beauty in the workaday world and "regular people," far moreso than in models and more typically-expressed concepts of art.Stone's story takes Van Gogh through various stages of his life as he develops his art, gets to know his fellow artists (Toulouse-Lautrec, Gauguin (with whom he rather infamously lived for a while in Arles), and discovers his various passions. The most poignant part of the book for me concerns Van Gogh's confinement in a maison de sante (insane asylum) in St. Remy, where the inmates are essentially made to take care of themselves, and how he grows to understand more about himself as a result.Stone's Van Gogh is a man tormented by what we would now probably understand as bipolar disorder. He shows the mania of creation, followed by bleak crises of meaning, literal and figurative hunger and more through well-crafted prose and dialogue. Highly recommended for those interested in the life of this fascinating figure.

  • Bahar
    2018-12-06 17:18

    یکی از با شکوه ترین تعریفهایی که وان گوگ درباره ی تفکراتش به گوگن میگه که در متن کتاب آمده:"گوگن، مزرعه ای که گندم می رویاند، آبی که در نهر می خروشد، شیره انگور، زندگی بشر، همه اینها یک چیز از نوع همند. در دنیا تنها وحدت وجود دارد، وحدت وزن، وزنی که همه ما به آهنگ آن رقصانیم، مردم، سیبها، رودخانه ها، مزارع کشت شده، ارابه های گندم کش، خانه ها، اسبها، خورشید. گوگن ماده ای که تو را تشکیل داده فردا در خوشه انگوری راه خواهد یافت. چرا که تو و خوشه انگور از یک جنسید. وقتی من دهقانی که زمین خود را می کارد نقاشی میکنم، می خواهم اینطور احساس شود که این دهقان به زمین پیوسته است، مانند خوشه ای که از آن می روید، و آن زمین به دهقان پیوسته است. من می خواهم که مردم تابش خورشید را بر او، بر کشتزار، بر گندم، بر خیش، و اسب احساس کنند. وقتی تو به این توازن کیهانی که دنیا را با خود می کشاند، پی بردی آنوقت به شناختن زندگی آغاز خواهی کرد. تنها این خدا است."آثار این نقاش هلندی همیشه برام جذاب بوده / که خواندن این کتاب باعث شد به درک بهتری ازشون برسم قطعا دوباره این کتاب رو خواهم خواندفقط نمیدونم چرا انقدر ویرایش بدی داشت نسخه ای که من داشتم ! پر از غلط املایی و تایپی.

  • Solor
    2018-12-02 17:59

    Masterpiece !! Stone narrative is masterful, impressive, compulsive. Certainly, the fact that the exceptional protagonist of the story is one of the most suffering artist ever existed, makes the flight of imagination to dramatize the Artist life an astounding feat of thorough research, sensibility and empathy.Seemingly, Stone account isn't totally faithful to the facts and the troubled psychology of the man: it is evident the author effort to paint out the Artist as a Jesus Christ figure, pure and innocent. Great Artist are not saints - this quality would make their Art somehow contained, limited.Said that, Stone succeeds in liberating the novel from the mere account; he creates a separate, extraordinary work of art on his own that reminds me of some of the most powerful novelist of the XIX century....I dragged myself through stinking alleys, and with my eyes closed I offered myself to the sun, the god of fire... #rimbaud

  • S. Hm
    2018-12-02 14:04

    ایروینگ استون در کتاب شور زندگی ماجرای زندگی پر فراز و نشیب ونسان ونگوگ نقاش نام آوازه هلندی رو به زیبایی به تصویر میکشه ... داستان سرگشتگی ها، فقر، تلاش های طاقت فرسا، خانه به دوشی ها، جنون و طرد شدن های ونگوگ ... ونگوگ برای پیدا کردن خودش راه های زیادی رو امتحان میکنه. تجارت میکنه، معلم میشه و حتی به عنوان یه مبلغ مذهبی در یک منطقه معدنی و فقیر نشین مشغول به کار میشه اما در مواجهه با فقر و وضعیت اسف بار معدنچیان در مورد خداوند تغییر عقیده میده و احساس میکنه خدایی برای رهانیدن این مردم از فلاکت و بدبختی وجود نداره. دچار استیصال میشه و بعد از شکست های پی در پی تمام آرمان ها و اهداف خودش رو بر باد رفته میبینه و در تاریکی بی هدفی فرو میره اما یه حس غریزی او رو به سمت طراحی و نقاشی میکشونه و انگار که نوری به زندگی تاریکش تابیده میشه و راهی پیدا میکنه برای ابراز احساسات سرکشش.ونگوگ مثل خیلی از هنرمندای دیگه روح آشفته ای داشت و همیشه با فقر و تنگدستی دست و پنجه نرم میکرد اما اون میدونست که " زیبایی از درد زاده میشه" و اثار او هم از این قاعده مستثنی نبود.

  • Shaghayegh
    2018-11-19 15:53

    "در دیوانگی حتما لذتی است که تنها دیوانگان از آن باخبرند"ونگوگ رو دوست دارم و به تبع اون هرچیزی که مربوط بهش باشه دوست دارم..از کتاب لذت وافری بردم. بعد از مدتها بالاخره کتابی به دستم رسید که زمین گذاشتنش واسم سخت بودارتباط برقرار کردن با شخصیت ونگوگ نازنین و درک احساسات و تفکراتش برای من اصلا سخت نبود.خوندنش رو به همه توصیه میکنم.

  • Oxana Rosca
    2018-11-15 17:05

    Mi-a luat ceva timp sa o termin,dar nu regret nimic. E minunata și tragica și încă citeva zeci de adjective. 🌻💛💛💛m-a bucur ca am ieșit din zona mea de confort și am descoperit și Creatia in alt domeniu decit cel cunoscut.

  • Husein
    2018-11-14 11:50

    تا الان که بهترین رمانی بود که خوندمکتاب در مورد زندگی ونگوگ هست که یکی از تاثیر گذار ترین نقاش ها روی نقاشای بعد از خودش و حتی مردم عادی هست و زندگیش هم به اندازه نقاشی هاش تاثیر گذاره با این که امروزه نقاشیهاش یه ثروته خیلی عظیمی میشن ولی زمان خودش گمنام بوده و در فقر زندگی می کرده. نویسنده خیلی خوب آدمو می بره توی عمق زندگی ونگوگ و نگاه و نگرش اونو تا حد خیلی زیادی منتقل می کنه من خودم به شخصه نگرشم نسبت به چیزایی که اطرافم می بینم عوض شد. مثلا ونگوگ سوژه آثارشو از چیزای ساده اطرافش می گرفته مثل مردم ساده و زندگی های سادشون، من اون سادگی رو بیشتر می بینم و درک می کنم. در کل زندگی خیلی تاثیر گذاری داشته و توی مقدمه مترجمش زندگی ونگوگ رو با صادق هدایت مقایسه می کنه که این دوتا شخصیت خیلی شبیه هم هستن ، ترجمشم از آقای اسلامی ندوشن هست که خیلی خوب کار کرده

  • Jen
    2018-11-24 19:53

    What a fabulous book! If only Irving Stone were still alive to write about every great artist. This book is beautifully written, informative, exciting, and compelling. Absolutely a delight. I don't usually reread books (too many on my TBR), but this is one I know I'll come back to time after time. As an artist myself, this book injected me full of inspiration, and compelled me to complete more paintings and drawings in the 2 days I spent reading it (on Audible) than I had in months. I highly recommend the audiobook—the narrator is superb. A solid 5 stars!

  • Armine Mamikonian
    2018-11-26 15:16

    Потрясающая книга! Книга о великом таланте, о несчастной судьбе в то же время о жизни яркой, насышенной, о мучительных поисках своего предназначения и о вере в себя, о неумолимом неоцененном труде, о несбывшейся мечте семейного счастья и об огромной братской любви, одним словом о Жажде Жизни! Конечно же, ясно, что это роман, в котором по сравнению с реальной жизнью много преувеличений и недосказанностей, но автору удалось передать самое важное – дух времени и неутомимую, яркую и добрейшую натуру великого художника. Очень важный момент в книге – это разговор Мендеса, преподавателя латыни, c молодым Винсентом, стоящим на распутье выбора своего пути. На примере жизни Рембрандта, который тоже не был признан в свое время, старый еврей рассуждает о счастье и ценности жизни.«Хорошо он писал или плохо – не важно, но только живопись делала его человеком. Искусство тем и дорого, что оно дает возможность выразить себя. Рембрандт сделал то, что считал целью своей жизни, и в этом его оправдание. Даже если бы его искусство ничего не стоило, то и тогда он прожил бы свою жизнь в тысячу раз плодотворнее, чем если бы подавил свой порыв… Его упорство и приверженность идее – вот что важно, а отнюдь не достоинство его картин».А на вопрос Винсента «Ну, а как понять молодому человеку, правильную ли он дорогу выбрал?» Мендес отвечает «…Можно лишь найти в себе мужество и силы делать то, что Вы считаете правильным. Может статься, что вы и ошибались, но по крайней мере вы сделали, что хотели …У каждого есть нечто свое, свой неповторимый характер, и если человек считается с этим, то, что бы он ни делал, в конце концов все бывает хорошо…Я чувствую в вашей натуре что-то очень хорошее, Вы станете настоящим человеком». Мудрый преподаватель как будто в воду глядел, он сам того нехотя предопределил судьбу великого художника. Мне очень нравится целостность натуры Ван Гога, он ничего не делает просто так, просто чтобы заработать денег…. Если он чем-то занимается или чем-то увлечен, он в это погружается полностью, самоотверженно. Именно так надо работать и никак по-другому, только такой труд доставляет счастье и оставляет после себя плоды! Если рисовать, то рисовать только вот так: “Когда я пишу солнце, я хочу, чтобы зрители почувствовали, что оно вращается, излучает свет и жаркие волны колоссальной мощи! Когда я пишу поле пшеницы, я хочу, чтобы люди ощутили, как каждый атом в ее колосьях стремится наружу, хочет дать новый побег, раскрыться. Когда я пишу яблоко, мне нужно, чтобы зритель почувствовал, как под его кожурой бродит и стучится сок, как из его сердцевины хочет вырваться и найти себе почву семя!» И конечно же, покоряет отношение друг к другу Винсента и Тео. Как хорошо, что рядом с Винсентом был такой родной, понимающий и добрый человек. Единственный вопрос у меня остается: было бы таким же ярким и красочным творчество Винсента Ван Гога, если бы у него получилось создать хорошую семью, иметь благородную жену и маленьких детишек?! Я бы так хотела, чтоб это было возможно)

  • Alvi Harahap
    2018-12-05 18:48

    Lust For Life is Irving Stone's biographical novel about the life of the Dutch painter Vincent Van Gogh. Reading fiction is one thing but reading a biography calls for loads of patience. Unwittingly I started reading this book which goes by the name Lust for Life by Irving Stone.And yet Lust for Life is a devastatingly sad chronicle of the life and paintings of Vincent. It struck me like a bolt of lightning that not a single canvas that Vincent produced ever went on sale. Vincent could be called as one of the greatest Impressionists of modern times and yet his life was one of destitute, loneliness and poverty stricken. The world now might buy his paintings for billions but during his lifetime he yearned for only one thing, a respectable decent life. A life of simple bread and butter which he thought he could earn by selling his drawings. Riches however eluded forever and the eternal poverty ultimately led to epilepsy. The only person who believed in Vincent and who supported Vincent financially throughout his life was his younger brother Monsieur Theo Van Gogh. Theo loved Vincent in every way an elder brother could be loved. He worked for an affluent art gallery during the Post-Impressionist era in Paris, and yet couldn’t sell a single painting of his elder sibling. He loved Vincent so much that he not only gave Vincent an allowance of 150 francs a month for a decade but also named his first born after Vincent.Lust for Life is the story of these two brothers. If the stigma of a failed life, lack of love didn’t kill Vincent, it was the burden that he became for his younger brother compelled Vincent to commit suicide. Lust for Life makes me find Vincent didn’t capture nature but captured its essence in his paintings.

  • Tanya
    2018-11-23 16:15

    Cartea asta e tristă. Evident, s-ar părea, căci e vorba despre viața lui Van Gogh. Or, fiecare știe că viața acestuia nu a fost pe departe lapte și miere. Și totuși cartea asta e tristă într-un alt fel. E o stare din aia care-ți intră în oase, e o tristețe și o neputință care te urmărește pe tot parcursul lecturării. Pe mine cel puțin m-a urmărit. Cunoaștem, pe rând, un Vincent Van Gogh care era mai întâi funcționar la Galeriile Goupile din Londra, apoi același Vicent care vrea să devină preot și ajunge să trăiască într-o sărăcie lipită pământului, pentru că este convins că numai așa poți propovădui cuvântul Domnului în fața unor săraci mineri. Și abia apoi un Vincent care descoperă pictura și începe să trăiască prin și pentru ea. Cititorul se simte vlăguit pe alocuri de încăpățânarea și îndârjirea cu care acest personaj s-ar părea, se luptă cu morile de vânt. E impulsiv, energic, vibrant și pe alocuri imposibil acest Van Gogh. Exact ca și pictura lui. Indiferent de ce emoții îți trezește - iubire sau ură, nu te poate lăsa indiferent. E un pierde-vară, un nebun, un indecis și este bun, genial, cu adevărat frumos la suflet. Mie îmi tot venea în minte fraza ”you don't have a soul. you are a soul. you have a body”. Fraza asta se raportează perfect la acel Van Gogh pe care l-am descoperit eu.Cartea asta se poate rezuma, cel mai frumos, printr-o credință a cărei adept era însăși pictorul - „în artă e chiar necesar ca binele să izvorască din rău.”